رابطه ی بین سبک‌های دلبستگی و انگیزه پیشرفت

مقدمه :

دلبستگی واژه بسیار مرسوم و آشنایی است، که در زندگی همهی انسانها در همه ادوار زندگی اعم از مرد و زن و شهری و روستایی، سیاه و سفید پولدار و فقیر و با سواد و کم سواد و … به چشم می‌خورد.

دلبستگی پیوند عاطفی عمیقی است که افراد متناسب با نوع ارتباط با یکدیگر و میزان حمایت‌ها و کمک‌ها و وابستگی‌هایی که به یکدیگر دارند در آنها پدید می‌آید.

دلبستگی در اشخاص و افراد مختلف و نیز میزان و نوع روابطی که با هم دارند، از شدت و ضعف قابل توجهی برخوردار است.

گاهی دلبستگی ها آنچنان اهمیت پیدا می‌کنند که اگر کوتاهی و یا اهمال و غفلتی انجام گیرد، اتفاقاً به خشم و نفرت تبدیل می‌شود. کودکی که در دوره‌ای شدیداً به کمک و سرپرستی نیاز دارد و به مادر دلبسته و وابسته است از طرف مادر مورد بی مهری و قهر و بی توجهی عاطفی قرار گیرد، در این صورت، این عدم اعتماد جای خود را به خشم و قهر می‌دهد.

دلبستگی در چرخهی تکامل هرچه از پایین به بالا درنظر بگیریم از میزان رفتارهای غریزی و حیوانی کاسته شده و به رفتارهای عاطفی و شناختی و ادراکی افزوده می‌شود. (بیرامی، ۱۳۷۸ ، ص ۴۵۵ )

سازو کار بررسی دلبستگی با توجه به این بحث اظهار شده یک مطالعه زمانی و دوره‌ای را می‌طلبد که جان بالبی بهترین مفهوم و تبیین دلبستگی را از منظر اتولوژیک (تکاملی) پرداخته است.

چنانچه رفتار کودک چند روزه رفتارهایی نه از نوع یادگیری و نه حاصل سیاق و سائق هستند. بلکه بازتابی و بازتاب‌هایی از مکیدن و چنگ زدن و گریستن و خندیدن هستند که حتی همین رفتارها مادر و اطرافیان را به سوی حمایت از کودک وادار می‌کند، پس از همان ساعات اولیه تولد دلبستگی بین نژاد و کنسل‌های انسانی برقرار می‌گردد. اما همانطور که اظهار شد، این دلبستگی ها ابتدا شکل بازتابی و غریزی و به تدریج به اشکال متعالی‌تر و عمیق‌تر و اداراکی تر و عاطفی‌تر و شناختی‌تر تبدیل می‌یابد. در این تحقیق ارتباط و تأثیر دلبستگی در انگیزه پیشرفت انسانی را در کل مورد بحث و تحقیق قرار داده‌ایم.

 

دانلود

حجم : 0.3 مگابایت

تعداد صفحات : 48 صفحه

فرمت : word

منبع : prozheyab.com

نویسنده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *